بحثی مفصل پیرامون بازار | کارکرد بازار سنتی

کارکرد بازار سنتی


کارکرد اقتصادی:

 

مبادلات اقتصادی به صورت عمده فروشی یا خرده فروشی، به جهت رفع نیازهای محلی مردم شهر و روستاهای اطراف، از کارکردهای ثابت بازارها، به خصوص بازار شهرهای کوچک و بازارهای غیر بازرگانی بوده است، اما عملکرد اصلی بازارها، به ویژه در شهرهای بزرگ، تبادل کالا بین بازرگانان کاروانی و تجار محلی است. بازرگانان کاروانی که اغلب به تجارت ملی و بین المللی مشغول بودند یا مستقیما کالاهای شان را به تجار محلی می فروختند یا از آنها به عنوان واسطه و دلال استفاده می کردند. بازرگانان همچنین مال التجاره محلی را از این تجار می خریدند و در بازارهای دیگر شهرها و کشورها می فروختند. در مقابل، تجار محلی بازار نیز تولید کالاهای محلی را تنظیم می کردند و با کارگرانی قرارداد می بستند که هم برای بازار محلی و هم برای صادرات کالا تولید می کردند. با رشد بازار، تقسیم کار تخصصی تر می شود. شهرها نه فقط کارکردهای اقتصادی مختلفی داشتند، بلکه شهرهای خاصی در تولید محصولات ویژه ای که نفع فراوان دارد تخصص پیدا می کنند. از این رو بازارهای آنها از شکل محلی بصورت بازارهای ملی یا بین المللی در می آیند. به غیر از تولیدات روستایی و یا صنایع دستی که در محلات یا خارج از شهر برای بازارها انجام می گیرد، بسیاری از تولیدات صنایع دستی ظریف و یا مونتاژ قطعات مختلف کالاهای وارداتی یا تولید شده نیز در دکانها و کارگاههای بازار انجام می گیرد. لذا تولید یکی دیگر از کارکردهای اقتصادی بازار است.

 


کارکرد اجتماعی مذهبی:

 

بازار شهرهای ایران در ادوار گذشته به عنوان شالوده شهر، کلیه فعالیت های عمومی شهر را در خود متمرکز می کرد و از نظر اجتماعی و فرهنگی مرکز شهر به حساب می آمد» (فلامکی، ۱۳۸۴، ص۱۳۹-۱۴۰) و «کیفیت کارکردی مشابهی با میدان ش هر اروپایی به عنوان مکان تجمع برای شهروندان داشت. در بازار مردم در تصمیمات اقتصادی و اجرایی مرتبط با شهر، س هیم می شدند.» (خیر آبادی، ۱۳۷۶، ص۸۳) امور اجرایی شهر در فضاهایی که به همین منظور در بازارها تعبیه شده بود، هدایت می شد. مثلا اینکه داروغه در یکی از چارسوقها مستقر بود و اداره امور نظمیه و بازار را در دست داشت. بازار مهمترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بود، بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گرفت و اطلاعات و اخبار و … از طریق آن به اطلاع شهروندان می رسید. در حقیقت بازار کانون بزرگ خبررسانی درون شهری بوده است.

 

 

اطلاعات و اخبار از همه مراکز مذهبی (مانند مسجد جامع)، آموزشی مدارس دینی، اداری (دارالحکومه و دیوانها)، اقتصادی (راسته ها، سراها و حجره ها) و دیگر مراکز شهری و غیر شهری نخست به بازار اصلی می رسید و از آنجا در همه مناطق شهر منتشر میشد. خبرهای مهم و رسمی را نیز منادیان و جارچیان در بازارها به اطلاع مردم می رساندند. در بازار، گروه های اجتماعی یک کل همگون و منطقی را تشکیل می دادند و از نظر سلسله مراتب، جای هر طبقه کاملا مشخص بود. تجار، بنکدارها، خرده فروشها، دستفروشها، دلالها و واسطه ها، صرافها، تولید کنندگان و صنعتگران، منشی ها، انباردارها، باربرها، تسمه کشها یا عدل بندها، شاگردان حجره، دستفروشان داخل بازار و گروههای مختلف اجتماعی هستند که در وضعیت مختلف در زیر یک سقف زندگی می کردند. «همجواری دکانها وحجره ها نیز در نزدیکی بازاریان موثر بوده و بحث و گفت و گو در مسائل روزمره بین آنها به راحتی امکان داشته است.» (بیگلری، ۱۳۵۳، ص ۱۱) حمام های مهم نیز که غالبا در بازارها بودند، علاوه بر تأمین بهداشت، عملکرد تفریحی و اجتماعی داشته اند.

ارتباط مشخصی بین بازاریان و علما برقرار بود. در بسیاری از موارد علما از طبقه بازاریان بودند. بازاریان معمولا در مکتبها و مدرسه ها آموزش می دیدند و بازار در مسائل مذهبی که با سیاست و اقتصاد رابطه محکمی داشت .

 

 

در طول تاریخ اسلامی ایران، بازاریان از مؤسسات مذهبی حمایت مالی و معنوی می کردند. آنها اغلب به طور فعالانه ای با حکومت های مرکزی که ارزشهای مذهبی را نادیده می گرفتند، مخالفت می کردند.» خیر آبادی، ۱۳۷۶، ص ۸۴) آذین بستن رسمی بازارها و نیز بازی و نمایش به مناسبت وقایع شادی آفرین و جشن های مذهبی و ملی و پذیرایی از مهمان های خارجی و بزرگان و مشایخ همیشه در بازارها معمول بوده و بر رونق آنجا می افزوده است. بستن بازارها به نشانه سوگواری و برای مشارکت در مراسم مهم مذهبی(عزاداری عاشورا و …) نیز پیشینهای کهن دارد و نقش فعال آن را در زندگی اجتماعی مردم نشان می دهد. همچنین از بعضی شواهد تاریخی بر می آید که در بازار، راسته کتابفروشان و برخی از دکانهای پیشه وران، محفل علماء شعرا، فلاسفه، اطباء و منجمان و محل بحث و گفت و گو و تدریس بعضی از مشایخ و معلمان بوده است. .. کارکرد سیاسی – حکومتی، «رابطه بازار با حکومت و بازار با قدرت حاکم، همیشه پرتناقص بوده است. در واقع نیاز و ستیز دائم محرک این رابطه تعارض آمیز است. امنیت و ثبات اجتماعی – سیاسی که لازمه شکوفایی تجارت و اقتصاد است، بازار را ناچار می کرد تا برای استقلال و عدم وابستگی خود به حکومت و کاستن از خطرات ناشی از بی ثباتی سیاسی و اعمال سیاستهای ناآگاهانه حکومت ها بر تجارت راهی پیدا کند تا جایی که این وضع به قیام و اعتراض های بازاریان منجر میشد. بازار با دولت از طریق رابطه مستقیم تجاری و قوانین ومقررات وضع شده، منافع مشترک مالی، سیاسی و تجاری پیدا می کرد و با روحانیت از طریق روابط خانوادگی، فرهنگ و سنت مشترک و گاه روابط تجاری ارتباط داشت. اگر بازار همیشه رابطه ای پرتعارض با دولت داشت، رابطه اش با مذهب بدون تنش و تقریبا همگون بود. واقعیت این است که از سرمایه بازار یا برای به قدرت رساندن و تثبیت حکومتها یا برای براندازی حکومت ها استفاده شده است. تعارض موجود در این رابطه یعنی تضاد اساسی و دوگانگی نهادی، باعث شده است که در طول تاریخ ایران، بازار و تجار همیشه در زندگی اقتصادی – سیاسی کشور مشارکت داشته باشند. ولی حرکت آنها همیشه موازی با سیاست و سیاستهای مالی حکومتها باشد.» (جباری، ۱۳۷۹، ص ۹۶-۹۸) بازار با حکومت از طریق تجارت، گاه دارای منافع مشترک میشد. به طوری که افراد دولتی گاهی در سرمایه گذاری ها و تجارت کالا، مشارکت مستقیم داشتند.

 

 

نوع دیگر رابطه بازار و حکومت، از طریق قوانین و مقررات تجاری – مالی و مالیاتی است که از روابط یک طرفه بین حکومت و اصناف بوده است؛ بدین معنی که حکومت از طریق قوانین و مقررات قدرت خود را بر بازار تحمیل می کرده است. .. کارکرد ارتباطی، وظیفه ارتباطی بازار نیز بسیار مهم است. با توجه به دسترسی رهگذران، بازارها در امتداد مسیرهای ارتباطی شکل می گرفتند. رونق بازارها و اهمیت نقش شهری و اجتماعی آنها همزمان با آن که مرهون ارزش اقتصادی بود به جنبه ارتباطی و کارکردها و فضاهای اجتماعی واقع در امتداد آنها نیز بستگی داشته است. راههای موجود در بخش مسکونی در نهایت به بازار ختم می شد و بازار به مثابه معابر عمومی برای شهر بود. بازار دسترسی به نواحی خارج از شهر را نیز میسر می کرد و انتهای خطوط مواصلاتی آن اغلب به دروازه های شهر ختم میشد. در حقیقت بازارهای اصلی، نخستین گذرگاه عمومی هستند که از میان شهر می گذرند و به دروازه های شهر متصل می شوند و معتبرترین و شلوغ ترین قسمت شهر را تشکیل میدهد و دسترسی به کوچه ها و گذرهایی را که از میان نواحی مسکونی عبور می کند، آسان می سازند. 


  نظام مدیریتی بازار :

نحوه اداره بازار، نخستین نکته مهم در اداره امور بازار، به تشکیلات اصناف و پیشه وران مربوط می شود. این انجمنهای صنفی، صاحبان حرفه ها را در خود متشكل می کردند و دارای وظایف اجتماعی وسیعی بودند. منشاء اصناف اسلامی به قرن سوم ق. می رسد که دوره شکوفایی تمدن اسلامی و رونق تجارت و شهرنشینی بوده است. البته برخی از خاورشناسان منشاء انجمنهای صنفی را در شهرهای ایرانی از دوره ساسانیان می دانند. مسئله اساسی در شناخت پایگاه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی انجمن های صنفی، موقعیت آنها در برابر حکومت و مسئله خودفرمانی آنهاست «در هر صنف حداقل یک نفر به عنوان مهتر و بزرگ اعضای صنف انتخاب میشد که هم به مسائل درونی اصناف رسیدگی می کرد و هم به عنوان رابط بین اعضای اصناف و حکومت بود. تعیین مقدار عوارض و مالیات و گردآوری آن غالبا بر عهده مأمورانی بود که حاکم یا رئیس شهر تعیین می کرد، همچنین نظارت مربوط به کیفیت اجناس و جلوگیری از تقلب فروشندگان و توجه به کیفیت غذاها و مواد فاسد شدنی و رعایت نرخ کالاها و … در بیشتر موارد به عهده شخصی به نام محتسب بود. به دلیل اهمیت این منصب غالبا ترجیح میدادند محتسب را از میان فقها و علمای مذهبی انتخاب کنند. در دوره مغول از اهمیت و منزلت محتسبان کاسته شد و در دوره صفویه و قاجاریه نیز این روند ادامه یافت و به تدریج بخشی از وظایف محتسب به افراد دیگری مانند داروغه و کلانتر واگذار شد.» (سلطان زاده، ۱۳۸۰، ص ۴۳-۴۵) .. نظم و امنیت، « اگر چه وقتی شهر را قوای دشمن تسخیر می کرد بازار اولین قسمتی بود که تاراج میشد و سرکرده قوای اشغالگران معمولا پاداش سپاهیان را به این طریق می داد؛ ولی در مواقع صلح و آرامش، امنیت بازار امری ضروری برای گذران امور شهر بود. سراها و تیمچه ها همچنین راسته ها دارای در بودند که شبها قفل می شد و مستحفظين از داخل و خارج از آن حراست و نگهبانی می کردند.» (قبادیان، بی تا، ص۱۷۸) «عنوان، مسئولیت و اختیارات مامورانی که زیر نظر حاکم شهر به تامین امنیت و امور انتظامی بازارها می پرداختند، در همه دوره های تاریخ یکسان نبود. در بعضی از دوره ها حفظ امنیت در ش بها به عهده عسسها بود که در طول بازار و راسته های آن می گشتند و مراقب دكانها بودند و افراد مشکوک را دستگیر می کردند. زمانی در دوره صفویه بسیاری از امور انتظامی شهر از جمله محافظت از بازارها به عهده داروغه بود. البته جالب است که فساد اداری دوره قاجاریه موجب شد که در برخی موارد داروغه به بهانه های مختلف از کسبه باج بگیرد.» (سلطان زاده، ۱۳۸۰،ص۴۷-۴۸) .. قوانین و مقررات، برای این که روابط بین پیشه وران و مردم و نحوه استفاده از فضای بازار به بهترین صورت ممکن جریان یابد، قوانین و مقرراتی در امور بازار وضع شده بود که برخی از آنها مدون و برخی به صورت ضمنی و شفاهی پیگیری میشد.

 

 

بعضی از مقررات اصلی در خصوص مکان استقرار مشاغل بود.مثلا برخی از پیشه ورانی که فعالیت آنها موجب آلودگی محیطی میشد باید در بیرون شهر یا در نزدیکی دروازه ها مستقر می شدند. در مورد بعضی از اغذیه فروشیها به دلیل کنترل بهتر فرآورده های آنها مقرر می کردند که در مکانهایی مستقر شوند که امکان نظارت بر فعالیت آنها به سادگی وجود داشته باشد؛ و حتی در بعضی از موارد برای کسبه و بازرگانان جواز کسب صادر می شد.» (سلطان زاده، ۱۳۸۰، ص۴۹-۵۰)

. تحول مفهومی و ساختاری بازارها در دوره معاصر تحول بازارهای ایران ناشی از عوامل و پدیده های متعدد تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تکنیکی و … به ویژه تک محصولی شدن اقتصاد ایران بر پایه استخراج و فروش نفت و پیدایش سرمایه داری وابسته و رشد برون زای شهری بوده است. تحول مهم مفهوم بازار و تغییر جهت روندی که صدها سال تقریبا به یک سو پیش می رفت، در دوره قاجار و با تحول زندگی در مقیاس جهانی روی داد و با تغییرات ناشی از سیستم اقتصادی نوین و شیوه زندگی جدید، جایگاه بازارها در زندگی شهری دچار دگرگونی شد.

نبود سازمان دیوانی مناسب و حکومت خودکامه شاهزادگان قاجار، عمل سازمان تولیدی کشور را فروپاشید و این فروپاشی در لحظه ای رخ داد که هجوم سرمایه خارجی برای در اختیار گرفتن سازمان اقتصادی و تولیدی کشور روند روز افزونی گرفت. شدت یافتن مبادلات سرمایه ای و به ویژه ورود سنگین محصولات صنعتی به بازار ایران و عدم رقابت یا در حقیقت عدم امکان رقابت صنایع بومی (هنوز در مرحله کارگاهی) باعث می گردد که کشور در بسیاری از کالاهای مصرفی، خود اتکائی را از دست بدهد و استحاله جامعه مصرفی آغاز شود. در این شرایط پیوستگی و ادغام اقتصاد ایران در بازار جهانی در شرایط نوین اقتصاد صنعتی، عملا به از هم پاشیدن بازارهای کوچک و محلی می انجامد.» (حبیبی، ۱۳۷۶، ص۱۱۲) در پی ورود کالاهای خارجی و تعطیل شدن برخی از مراکز تولیدی کشور، صادرات بسیاری از کالاها نیز دچار بحران شد و بسیاری از تولید کنندگان خسارت دیدند. در این دوره، اقتصاد بر تجارت صدور مواد خام و ورود مواد ساخته شده متکی است. شهر به عنوان مرکز اداری – حکومتی و تجاری – بازرگانی، پیش از آنکه در ارتباط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با روستاها و منطقه تابعه خود باشد، متأثر از چگونگی ورود و گردش کالا و سرمایه خارجی می شود و بدین سبب در دوره قاجار آن دسته از شهرهایی رونق می یابند که از دیر باز فعالیت بازرگانی داشته و درهای خود را به روی فعالیتهای تجاری و مبادلاتی بین المللی گشوده بوده اند. به این ترتیب بازار که محل عرضه تولیدات داخلی و رقابت صنایع ملی بود، به تدریج به انبار کالاهای وارداتی و نمایشگاهی برای عرضه آن تبدیل شده و از این راه به صنایع ملی لطمات جبران ناپذیری وارد آمده است، به طور مثال هنر قالی بافی که زمانی رونق فراوان داشت و از اقلام بزرگ صادرات بود، با ورود انواع موکت و فرش های ماشینی ساخت داخل و خارج، دچار آینده ای مبهم گردید.

 

 

در پی آن در اوایل دوره پهلوی با ساختن معابر و خیابانهای مستقیم به منظور ایجاد مسیری قابل استفاده برای راندن کالسکه و برگزاری مراسم و آئین های تشریفاتی، تحول ساختاری در شهر صورت گرفت. خیابان هایی که در طرفین خود بناها و ساختمانهایی دارند و سازمان کالبدی – فضایی ممتدی را تشکیل میدهند موفق می شوند در شبكه سنتی بازار به عنوان ستون فقرات شهری خلل وارد کنند و از این پس خود را به عنوان عنصر اصلی توسعه شبکه شهری معرفی نمایند. ابتدا نمادهای جدید شهری، اداری و حکومتی و سپس دکان ها و فضاهای تجاری در کنار خیابان ها ساخته می شوند و راسته ها و فضاهای تجاری به صورت پراکنده یا متمرکز در کنار خیابان ها و در سراسر شهر گسترش می یابند و بازارها غالبا به فضاهایی قدیمی و تاریخی تبدیل می شوند. بازار با انتقال بخش اعظم از فعالیتهای خویش، به اولین انتقال فضایی از مکان خاص به مکانی دست می زند که با تطور زمان تغییر می کند.

 

 

در تاثیر این تحولات بازارهای شهرهای ایرانی به سرنوشت های متفاوتی دچار شدند:

  1. دسته ای از آنها به علت در انزوا قرار گرفتن و قطع دسترسی های مطلوب فرسوده شدند و اندک اندک به حاشیه خیابان ها منتقل گردیدند. فرسایش فضاهای خالی از عملکرد موجب ویرانی آنها شد.( بازار سمنان)

 ۲- دسته دیگر را خیابانها قطعه قطعه کردند و قطعات باقیمانده بر حسب موقعیت جدید در شهر، فعالیتهای متفاوتی در پیش گرفتند. (بازار اردبیل)

 3- بعضی از بازارها به دلیل غنای منطقه از تولید صنایع داخلی، هویت اصلی خود را حفظ نمودند و از نفوذ تاثیرات وضع جدید تا حدودی در امان ماندند. (بازار اصفهان)

 ۴- در شهرهای بزرگ، به ویژه در تهران، بازارها ضمن حفظ پاره ای از عملکردهای خود، فعالیت های جدیدی نیز آغاز کردند. در این بازار ها قرار گیری بخش های خدمات جنبی، انبار داری و عرضه برخی از کالا ها حتی در بخش های فرسوده بازار باعث رونق چشم گیری شده است. اما با توجه به توسعه سریع بخشهای مسکونی در بافت های همجوار، کالبد این بازارها توان جوابگویی به تمام این فعالیت ها را ندارد.»

 

 

 امروزه تعریض اطراف حرم مطهر حضرت رضا، بازار قدیمی مشهد را تقریبا از بین برده و جز راسته کوچک سرشور و چند راسته محقر دیگر، تقریبا چیزی از آن باقی نمانده است. ساختمانهای تاریخی اطراف حرم حضرت معصومه در شهر مذهبی قم و حرم حضرت عبدالعظیم در شهرری نیز تخریب شده است. بازار قیصریه شوشتر با چارسوق زیبا و پلان صلیبی شکل بر اثر خیابان کشی کاملا از بین رفته است و بسیاری از سراهای بازار کرمان که زمانی محل تصمیم گیری مهم تجاری بوده اکنون به صورت انبار کالا یا مخروبه در آمده است.

 



مطالعه بیشتر پیرامون بازار :

کالبد بازار

سیر تاریخی بازار

 

منبع : بازار سنتی – نشر وزارت مسکن – 1388

منبع تصاویر : آثار سنتی ایران – ابراهیم باجلانلو

+1

© Copyright 2019 All Rights Reserved