موزه ی پل کلی(paul klee museum)

پل کلی زنتروم


معمار: رنزو پیانو

سال:1999-2005

محل: برن، سوئیس

کاربری: موزه


مقدمه

پل کلی یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم است. آثار او، هنوز هم بی زمان و نامتجانس، سخن میگویند و حتی با گذر زمان در مرز فراموشی باقی می مانند.

 این هنرمند سوئیسی به خاطر فراتر رفتن از نوعی انتخاب مشهور شده است و باقی مانده بود تا نگرانی های خود را در جستجوی آنچه می خواهید مطرح کند. نقاشی های آبرنگ و رنگ و روغن انتزاعی و تمثیلی او بهترین میراث اوست. شیوه او برای به تصویر کشیدن و ارائه دیدگاهش نسبت به اشیاء ساده است و این مطلب باعث می شود که آثارش به چشم ناظر معمولی جالب بیاید.

اما کار کِلی فقط به نقاشی و طراحی محدود نمی شد بلکه او به موسیقی، نویسندگی، فلسفه و آموزش نیز گرایش پیدا می کرد.



برای ساختن یک موزه به یاد و افتخار مهمترین هنرمند سوئیس، و ایجاد یک مرکز فرهنگی برای این شهر طرحی ریخته شد که این موزه بیش از 40 درصد از کل کار کِلی (که توسط دخترش لیویا اهدا شده) را در بر میگیرد.

این اثر به معمار مشهور رنزو پیانو واگذار شد. آثار این معمار جنوایی که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است شهرت جهانی دارد و ویژگی اصلی آن برای شناخت ماهیت مکان، استعداد مکان و کار به سمت آن کشف می شود. پیانو نیز مانند کلی، به خیال یا پیش تصور وابسته نیست. آثار او از نظر مورفولوژی، مواد و طرح نهایی متنوع است. دید وی گسترده و جامع است، اگر فضا و قدرت بهتری برای مداخله و کمک به منطقه شهری نباشد، تنها به دنبال پرداختن به یک ساختمان نیست.

 رنزو پیانو در مصاحبه ای که انجام داد گفت: «معمار بودن در جهان بهترین کار است زیرا در این سیاره کوچک، جایی که دیگر چیزی برای کشف وجود ندارد، طراحی یکی از معدود ماجراهایی است که باقی مانده است.»



وضعیت

سوئیس کشوری است که اعتماد (اطمینان) را القا می کند. این کشور که در قلب اروپا واقع شده است، به دلیل قوی بودن بانکداری اش و تولید بهترین شکلات، شهرت خود را به دست آورد. شهرهای آن بسیار تمیز و سازمان یافته هستند. مناظرش همیشه از کوه های برفی و چمنزارهای سبز چشم انداز دارد. مردمش، درستکار و آرام و با تاریخ و فرهنگ به این کشور وارد می شوند.

این موزه در منطقه شونگرونگ، شمال شرقی برن واقع شده است. این موزه در میان یک چمنزار سبز آرام جای گرفته است. این ساختمان به دنبال تقلید از زمینه ای است که در آن جنگل هایی در پس زمینه موجود است و کوه های آلپ در خور ستایش هستند.

در این خاک که توسط پزشک مولر اهدا شده است، به درگذشت کِلی ادای احترام می شود، گرچه در سوئیس متولد شد و همانجا درگذشت، اما تمام کارهای خود را در آلمان انجام داد زیرا این امر منکر تابعیت شهروندی در زندگی می شد. بنابراین، به عنوان حق این هنرمند، این موزه در كنار آرامگاهی طرح ریزی شده بود كه در آن بقایای آثار كلی، نشانه ای آشكار از شناخت بود.

 هنگامی که رنزو پیانو دریافت که در کجا باید به کار کند، اولین فکری که به ذهن متبادر شد استفاده از پس زمینه برای ایجاد ترکیبی بود که از هر منظر قابل تقدیر باشد، «یک موزه استحقاق کِلی نیست بلکه او شایسته یک منظره است. وقتی فهمیدم این مکان مانند شمایلی از زمین است. پس باید مانند یک کشاورز کار کند.»



مفهوم

ایده پیانو، ساخت چیزی فراتر از یک موزه بود. زیرا کِلی فراتر از یک نقاش بود، معمار احساس می کرد که به ایجاد چیزی بیشتر از یک ساختمان نیاز دارد، به دنبال چیزی بود که موجب برانگیخته کردن احساس، منجر به یک تجربه خوب و چیزی خوشایندِ مخاطبِ هدف، باشد.

اتفاقات نا به هنگام و تراژیک، اغلب با تصاویر بی گناهی در کارهای کِلی به تصویر کشیده شده اند. عمق و پیچیدگی با یک نقش ساده ای ترکیب شده اند.

رِنزو پیانو، چراغِ حس تعلق و نور در یک هنرمند می باشد. او تصمیم گرفت محلی را بسازد، زمینی را برپا کند و اثرات هنری خود را به نمایش بگذارد. گویی این فراتر از یک بازدید انجام شده توسط یک مزرعه دار با دانش می باشد تا اینکه نتیجه کار معماری باشد.

بنابراین او، سه تپه طراحی کرده بود. سه موجی که از زمین فاصله گرفته اند. سه موج متقاطع با ابعاد مختلف که شبیه به یک مجسمه هستند یا نتیجه یک فرآیند طبیعی مشابه می باشند.

کل مجتمع به موازات یک بزرگراه می باشد و شکل یک منحنی را داراست. طراحی آن، زیرکانه و پر معنی و احساسی است. دستورالعمل ها در داخل پنهان شده اند، هرچند، با دفنِ بیشتر موزه و ساخت یک خاکریزی از گندم و خشخاش، ساختمان پنهان شده است و مقیاس آن کم شده است، اما تصویرِ غیر معمول موزه خیره کننده و شگفت آور است.



فضاها

هر دسته از منحنی ها، پذیرای نقش متفاوتی هستند. اولین آنها و بزرگترین آنها، ورودی و تالاری با 400 صندلی و کارگاهی هنری برای کودکان را پوشش داده است.

از تالار می توان برای کنفرانس ها، سخنرانی ها و حتی برای ارکستر جدید "آثار پائول کِلی" استفاده شود. به روش مشابهی، کارگاه به دنبال ساخت اتاق کودک برای کودکان کوچکتر در جهتِ داشتن رویکردی هنری و برای داشتن حس راحتی در یک محل که معمولا آنها را جذب نمی کند، می باشد.

منحنی دوم، منحنی میانی و کوچکتر از منحنی اول، یک کلکسیون دائمی از آثار پائول کِلی می باشد و فضای آن به یک نمایشگاه دائمی اختصاص داده شده است. گالری حدود 1700 مترمربع می باشد و دیوارها قابلیت جابجایی دارند و می توانند به داخل ساختمان شکل های متنوعی بدهند.

در مورد منحنی سوم که پایین تر از دو منحنی قبلی است، مرکزی برای تحقیق و اجرا می باشد.

هر سه منحنی از طریق خیابانی برای عابرین پیاده به هم دیگر وصل شده اند و می توان از طریق این مسیر به کافه، اداره و کتابخانه محل دسترسی داشت. این مسیر بین قوس های مختلفی می باشد و با تپه 150 متری تزئین شده است.



سازه

طراحی مرکز پائول کِلی دارای یک سقف فولادی موج دار می باشد. این تیرها، حالت های منحنی شکل به

پیچیدگی دیگر موج های بسط داده شده از جلو تا عقب سمت روبروی آن، جایی که سطح زمین تمام می شود و هر موجی ارتفاع متفاوت خود را دارد، می دهند. تخمین زده می شود که حدود 4.2 کیلومتر تیر برای کل سازه استفاده شده باشد.

هندسه خاص سازه به دلیل وجود بخش های قوس دار فولادی که به طور جزئی کج شده اند، می باشد اما قوس ها دارای زاویه های متفاوتی هستند. موج ها با ستون های فشاری که به طور مستقیم به سقف وصل شده اند، کشیده شده اند تا از خم شدن طاق ها به سمت عقب جلوگیری شود. انتهای قوس های فولادی با استفاده از بندهایی به هم فشرده شده اند و برای جلوگیری از لغزش پایه فولادی به دال های زمین و کف متصل شده اند. هر تیر فولادیِ منحنی شکل با اوزان مختلف، به صورت انفرادی ساخته شده است.

هر بخش انفرادی ابتدا از صفحه های بزرگ فلزی با استفاده از دستگاه برش کنترل شونده توسط کامپیوتر، برش داده می شوند. سپس شکل نهایی آن اعمال می شود و به یکدیگر جوش داده می شوند. انحنای قوی تیرهای فولادی باعث شده اند که نتوان از دستگاه های خودکار جوشکاری استفاده شود، و به این معنی است که بیشتر از 40 کیلومتر تیر با دست جوشکاری شده اند.

بعد از بررسی مصالح جایگزین مثل آلومینیوم، مس، تیتانیوم، در نهایت تصمیمی مبنی بر استفاده از یک فولاد خاص برای کف بود. معیارهای زیست شناسی، اقتصاددی و فنی در این انتخاب دخیل بودند.

سازه با یک پی و نمایی شبیه سازی شده با مدل های 3 بُعدی و آنالیز شده توسط کارشناسان پوشش داده شده است.



مصالح

موادی که توسط رنزو پیانو برای این مرکز استفاده شده اند اندک و دقیق هستند. شیشه های نما های درخشان، کفهای داخلی با استیل خاکستری و چوب بلوط تمام آن چیزی است که معمار برای تحقق پروژه خود نیاز داشت.این فقط با استفاده از سایبانها در نمای اصلی، که برای کنترل ورود نور طبیعی استفاده می شود، میافزاید، زیرا بسیاری از آثار کلی به احتمال زیاد تحت تأثیر این امر قرار می گیرند. از داخل، ساختار فولادی قابل رویت است، و با سقف های منحنی چوبی با رنگ طبیعی آن یا رنگ سفید همراه است. پیانو با استفاده از این مواد اندک باید تأکید کند که منظره بیرونی رنگ لازم را به موزه می بخشد. جنبه دیگر برای شاخص سازی بنا این است که پیانو می خواست این ساختمان پایدار باشد و کمترین میزان مصرف انرژی ممکن را داشته باشد. بنابراین، مطالعات اثرات زیست محیطی بر روی هر ماده را انجام داد. به این ترتیب تیرهای فولادی که به عنوان یک کل مورد مطالعه قرار گرفته اند، ایوان دارای عایق مناسب و همچنین استفاده از شیشه دوجداره کمترین پرتی انرژی در زمستان و تهویه هوا در تابستان را تضمین می کنند. ما به این مکان کفپوش محکم چوبی را اضافه می کنیم که دارای هزاران شیار کوچک و تقریباً غیرقابل مشاهده است که هوای خنک از درون آنها عبور میکند و در حال بالا آمدن گرم شده، به سمت خارج منتقل می شود و در نتیجه تهویه مناسب ایجاد می شود.


منبع:en.wikiarquitectura

 

(2)

© Copyright 2019 All Rights Reserved